|
condemned to life doing
|

گفته بودم كه اگر بوسه دهي توبه كنم.كه دگرباره ازين گونه خطاها نكنم.بوسه دادي وچوبرخواست لبت ازلب من.توبه كردم كه دگر توبه بيجا نكنم

کم لطفی نکنین عزیزان

اي مسافر غريبه چرا قلبمو شکستي ؟ رفتي و تنهام گذاشتي دل به ناباوري بستي اي که بي تو تک و تنهام توي اين غربت سنگي مي دونم بر نميگردي شدي همرنگ دو رنگي همه زندگي من اون نگاه عاشقت بود چرا فکر کردي به جز من يکي ديگه لايقت بود ؟ رفتي و ازم گرفتي اون نگاه آشناتو واسه من باقي گذاشتي التهاب لحظه هاتو حالا من تنها نشستم با نواي بي نوايي چه غريبم بي تو اينجا اي غريبه بي وفايي
مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست تا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي
نظر یادتون نره
دريا حسادت مي كنه ، به آبي خيس چشات
شب با هزار گيتار سرخ ، مياد به دنبال صدات
خون همه ستاره ها ، جنگل سبز زير پات
تنور سرخ دست من ، ترانه مي پزه برات
آسمون خاكستري ، آفتابي مي شه به هوات
بهار دل نازك من ، منم كه مي بارم به جات
كه مثل شبنم مي چكم ، قطره قطره روي لبات
بوسه بر انگشت تو ام ، مثل يه حلقه ي طلا
غيبت تو مرگ صدا ، خود سوزي شاپركا
بوي تو بوي گندم ، ضيافت سفره ي ما
گل غزل حافظ ما ، نشسته بين من و تو
آخر بيت كهنگي ، اول و هر كلام نو
من تو ام ، تو همه ام ، نفس نفس اين همه شو
بهار دل نازك من ، منم كه مي بارم به جات
كه مثل شبنم مي چكم ، قطره قطره روي لبات
... نظر فراموش نشه

پرنده عشقم از دريا به سوي من آمد تا در اين غربت دلداريم دهد اما در اين راه سياه دلي با پيكان قرمز پرنده عشقم را بر خاك نشاند با سرعت به خود را بر بالينش سپردم به دقت كه نگاه كردم ديدمبا لخته خونش بر صفحه قلبش نوشت ،»»مرگ در تهائي سخت ست»»؟!؟

بين من تو فاصله اس
يك درسرد آهني
من كليدي ندارم
تو واسه چي در ميزني
اين در سرد لعنتی
شايد نخوار كه با شه
قلبت بر دارو برو
قطار داره سوت ميزنه
منو ببخش عزيز من
اگه مي گم با هام نمون
دست هاي خاليمو ببين
آخر قصه رو بخون
ترانه اي كه برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خريدم زخم دلم رو دوختمش
نظرتون یادتون نره![]()

در ساحل راه ميرفت و ميگفت او وفا نداشت او با خودش بود ياكس ديگر
به او نزديك ميشوم او مرانمي بيند او اصلا در اين دنيا نيست
در خود خلوت كرده به حرفهايش گوش ميدهم
خدايا بنگر اين چه رسميست در اين عالم بيداريم
چراه به من خيانت كرد من كه ا وراه صادقانه او را دوست داشتم چراه؟؟!!؟؟
او هر شب به دنبال ستاره اي به راه مي افتاد گوئي من برايش كم بودم چراه؟؟!!؟؟
زمانه به او رحم نكرد او نيز به من چراه؟؟!!؟؟
از حرف هايش چيزي نمي فهمم او رالمس ميكنم چه داق است
مثل ستارهاي كه از داخل ميسوخت
اگرمراه دوست داشت چراه رفت
او مرا با ظاهر و زبان فريب داد او برايه هوس مرا ميخواست
اي انسان نفرين خدا بر تو
كه جز هوس چيزي را نخواستي

دلیل این ترانه ام دلیل بودنم تویی برای لحظه های من ذوق سرودنم تویی
تویی که با حضور خود ترانه می کنی مرا به قلب من نگاه کن بود و نبودنم تویی
تو یک نفس برای من! یک غزل برای تو راز تمام اشکها راه رسیدنم تویی
برای کوچ ابرها ،برای خواب نسترن برای اشک رازقی!نیاز بودنم تویی
نظرتون چیه

_________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* __________________
نظرتون چیه

خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيد دارم.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم
وقتی با (1) انگشت به طرفه کسی اشاره ميکنی و اون را مسخره ميکنی، خوب نگاه کنی سهتا انگشت ديگه به طرفه خودته
يک دوست خوب مي گفت آدما مثل کتابند که تا وقتي تموم نشن جذابند پس سعي کن خودتو تند تند جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم بشي براي اين که وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يک کتاب ديگه
_________@@@@@@@@
________@@@________@@_____@@@@@@@
________@@___________@@__@@@______@@
________@@____________@@@__________@@
__________@@________________________@@
____@@@@@@______@@@@@___________@@
__@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
__@@____________@@@@@@@@@_______@@
_@@____________@@@@@@@@@@_____@@
_@@____________@@@@@@@@@___@@@
_@@@___________@@@@@@@______@@
__@@@@__________@@@@@________@@
____@@@@@@_______________________@@
_________@@_________________________@@
________@@___________@@___________@@
________@@@________@@@@@@@@@@@
_________@@@_____@@@_@@@@@@@
__________@@@@@@@
___________@@@@@_@
____________________@
____________________@
_____________________@
______________________@
______________________@____@@@
______________@@@@__@__@_____@
_____________@_______@@@___@@
________________@@@____@__@@
_______________________@
______________________@
_____________________@
____________________@
گم می شوم در چشم تو تا یک نظر بر من می کنی با یک نگاهت نازنین من باز تنها می شوم
هر سو نگاهی می کنی گل می فشانی خوب من چشمی به من می افکنی من نیز زیبا می شوم
من قطره ام دریای من گم گشته ام در ساحلت با اینکه نا چیزم ولی ، من باتو دریا می شوم
شوم من شوکت و ملک جهان هر گز نمی خواهم ولی تا تو نگاهم میکنی سلطان دنیا می شوم
لب ابر تن خاكو بوسيد دل خاك قفس سينه دريد
بوسه ابر مگه افسون بود
كه يه باغ گل سر از خاك كشيد
اگه يك بوسه اينهمه معجزه داد
بس بيا اين لب من ابر ببوس
من تمنايه يه باغ رو ندارم
من فقط يك شاخه گل
يك غنچه حسرت يك گل آرزو دارم

آي تو!
Hey You! The Wall
Pink Floyd
آي تو!
غنوده در سرما
رو در پيري... در تنهايي...
توانيام ديد؟
آي تو!
ايستاده در يكي سرسرا
بر پاهايي كرخ
با لبخندي فسرده...
توانيام شنيد؟
آي تو!
ياريشان مكن
به كشتن چراغ
به درخاكْسپارشِ نور
پا پس مكش
بي تلاشي كلان!
آي تو!
خمودة درون... برهنة برون
توانيام پسود؟
آي تو!
چسبانده به ديوار، گوش...
تو!... توي ديوار نيوش!
چشمبهراهِ كهاي؟
كه بازآيد
كه فراخواندت...
توانيام پسود؟
آي تو!
ياريام تواني داد،
به در غلتاندن سنگِ سنگينِ تنم؟
بگشاي دل!
اينك رهسپار خانه منم!
همه اينها
رويايي بيش نبود
بسا بلند ديواري
كه پيشِ روست
و با تلاشي هرچه سترگتر
رهايي،
هر آن
و كاسة سرهاي پاكناشدنيتر
خورش گاهِ كرمهاي خاك
آي تو!
ايستاده پا به راه
كمربسته به فرمان هر جفاكار خودخواه!
ياريام تواني داد؟
آي تو!
تو!... توي آن سوي ديوار!
هنجارشكنِ ناهنجار!
ياريام تواني داد؟
آي تو!
نگو كه اميدهامان
يكسره بر باد شد...
« با يكدگر اِستادهايم،
بي يكدگر افتادهايم! »
ساده است نوازش سگي ولگرد ديدن
ديدن آنکه زير غلطکي ميرود
و گفتن که سگ من نبود
ساده است ستايش گلي
چيدنش و از ياد بردن
که گلدان را آب بايد داد
ساده است بهره جويي از انساني
دوست داشتنش بي احساس عشقي
او را به خود وانهادن و گفتن
که ديگر نميشناسمش
ساده است لغزشهاي خود را شناختن
با ديگران زيستن به حساب ايشان
و گفتن که من انچنينم
آري زيستن سخت ساده است و پيچيده نيز هم

من از بودن در اينجاه خيلي خسته ام
سركوب شده به وسيله ي ترس هاي كودكانه
به فكر تو بخواهي من را ترك كني
آرزو ميكنم كه واقعا من را ترك كني
زيرا وجود تو انجاه پرسه ميزند
و من نمي خواهم من را در زندگي تنها بگذاري
اين زخم ها نمي خواهند التيام پيدا كند
اين عذاب خيلي واقعي به نظر مي رسد
اينجاه چيزهاي زيادي وجود دارد كه گذشت زمان نمي تواند آنها را از بين ببرد
وقتي تو گريه ميكني من تمام اشك هاي تو را پاك مي كنم
وقتي تو فرياد ميزني من با تمام ترسهاي تو ميجنگم
من در تمام اين سالها مي خواستم در آغوش تو باشم
اما تو آرام آرام همه وجود من شدي
تو مرا اسير كرده بودي
به وسيله نو ر افشاني خودت
اما حالا من وابسته به زندگي تو هستم كه توپشتش را خالي كردي
چهره تو ناگهان به صورت رويا هاي خوشايندي براي من تداعي مي شود
صداي تو تمام هوس و هواس مرا ميگيرد
اين زخم ها نمي خواهند التيام پيدا كند
اين عذاب خيلي واقعي به نظر مي رسد
اينجاه چيزهاي زيادي وجود دارد كه گذشت زمان نمي تواند آنها را از بين ببرد
وقتي تو گريه ميكني من تمام اشك هاي تو را پاك مي كنم
وقتي تو فرياد ميزني من با تمام ترسهاي تو ميجنگم
من در تمام اين سالها مي خواستم در آغوش تو باشم
اما تو آرام آرام همه وجود من شدي
من خيلي سختي كشيدم تا به خودم بگويم كه تو را از دست دادم
من فكر ميكردم كه تو هميشه با من هستي
من در تمام اين مدت تنها بودم
وقتي تو گريه ميكني من تمام اشك هاي تو را پاك مي كنم
وقتي تو فرياد ميزني من با تمام ترسهاي تو ميجنگم
من در تمام اين سالها مي خواستم در آغوش تو باشم
اما تو آرام آرام همه وجود من شدي
دل من دير زماني است كه مي پندارد
دوستي نيز گلي است
مثل نيلوفروناز
ساقه ترد ظريفي دارد
بي گمان سنگ دل است
آن كه روا ميدارد
جان اين ساقه نازك
دانسته بي آزارد