تبليغاتX
از تو اي زندگي محنت بار بخدا سير شدم سير شدم عشق و زندگي
condemned to life doing

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 17:26  توسط حامد  | 


Image hosting by TinyPic

مي توان با زيركي تحقير كرد


هر معمائي شگفتي را


مي توان تنها به حل جدول پرداخت


مي توان تنها به كشف پاسخي بيهوده پرداخت


مي توان چون صفر در تفريق و ضرب حاصل پيوسته يكسان داشت


مي توان چون آب گودال خشكيد


مي توان زيبائي يك لحظه را با شرم مثل يك عكس سياه 

 مضحك فوري در ته صندوق مخفي كرد


مي توان با نقشهايي پوچ تر آميخت


مي توان همچون عروسك هاي كوكي بود


با دوچشم شيشه اي دنياي خود را ديد


مي توان با هر فشاري هر زره


بي سبب فريا كرد وگفت


آه من بسيار خوشبختم...؟

Image hosting by TinyPic
برگهايه دفتر من
از شما رو سياه تر نيست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 18:1  توسط حامد  | 

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

 

چون زن از مرد ديد تند خوئي
دورنگي پيشه كردوچند روئي
بجاي مهر در دل كينه پرورد
براي انتقام از شيوه مرد
اسيران نا اميد فكورند
فسونكارانه تا خواهي صبورند
يكي زورويكي نيرنگ
نظام زندگي صدرنگ دارد
ولي زن  اين ظريف كينه در دل           
ز شان خويشتن چون گشت غافل
بجاي ازديام علم و ادراك
بخود آراستن گرديد بي باك
هماندم كه اين حجاب از خود جدا كرد
بدر دريارفت و چون ماهي شنا كرد
نه تنها آتش سر بر هوا شد
ز كار خانه داري هم جدا شد 
مقام ارجمندي داري اي زن
قدم در هر كجاه بگذاري اي زن
ترا در چشم من مقداري بيش است
وليكن حرمت هر كس بخويش است
سبكسر گرشوي بازيچه گردي
وگر سنگسن امير قلب مردي
تو بايد با وقار و عفت خويش
عيان سازي بمردان عزت خويش
تو تاج افتخار مرد خويشي
تو تنها اعتبار مرد خويشي

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 17:52  توسط حامد  | 


Image hosting by TinyPic

دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم
  
شكنجه ميشم از خودم نميتونم شكفه كنم

انگاري كوه غصه ها رو سيره من اومده

آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده ...؟ 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي كسي يه امره  كه در به درم

حتي صداي نفسم ميگه كه تو يه قفسم

من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن

نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن

منو به بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم

برگه تقويم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم

آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن

آهاي زمين.......؟

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 17:44  توسط حامد  | 

Image hosting by TinyPic

دست من دست نياز سوي تو هميشه باز     تو نجيب و سر به زيرميكني هميشه ناز

تو پر از حرف و كلام با يه دنيا گفتني       توي دستاي خزون تو گل شگفنتي

توي  اين شهر غريب توئي تنها آشناه      توي اوج بي كسي تو به من دادي پناه

باورم نميشه باز تو به من كردي نگاه            چه كنم دل به تو آورده پناه

زير اين سقف كبود هيچ كس مثل تو نبود   شعر عاشقونه رو هيچ كسي مثل تو نخوند

تو بمون با من اي گل ناز مهربون     تو بمون با من بمون اي عزيز مهربون

من تو رو دوست دارمت مثل خواب بچگي  من تو رو دوست دارم چون توئي هميشگي 

Image hosting by TinyPic


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 19:33  توسط حامد  |