|
condemned to life doing
|



مي توان با زيركي تحقير كرد
هر معمائي شگفتي را
مي توان تنها به حل جدول پرداخت
مي توان تنها به كشف پاسخي بيهوده پرداخت
مي توان چون صفر در تفريق و ضرب حاصل پيوسته يكسان داشت
مي توان چون آب گودال خشكيد
مي توان زيبائي يك لحظه را با شرم مثل يك عكس سياه
مضحك فوري در ته صندوق مخفي كرد
مي توان با نقشهايي پوچ تر آميخت
مي توان همچون عروسك هاي كوكي بود
با دوچشم شيشه اي دنياي خود را ديد
مي توان با هر فشاري هر زره
بي سبب فريا كرد وگفت
آه من بسيار خوشبختم...؟

برگهايه دفتر من
از شما رو سياه تر نيست
چون زن از مرد ديد تند خوئي
دورنگي پيشه كردوچند روئي
بجاي مهر در دل كينه پرورد
براي انتقام از شيوه مرد
اسيران نا اميد فكورند
فسونكارانه تا خواهي صبورند
يكي زورويكي نيرنگ
نظام زندگي صدرنگ دارد
ولي زن اين ظريف كينه در دل
ز شان خويشتن چون گشت غافل
بجاي ازديام علم و ادراك
بخود آراستن گرديد بي باك
هماندم كه اين حجاب از خود جدا كرد
بدر دريارفت و چون ماهي شنا كرد
نه تنها آتش سر بر هوا شد
ز كار خانه داري هم جدا شد
مقام ارجمندي داري اي زن
قدم در هر كجاه بگذاري اي زن
ترا در چشم من مقداري بيش است
وليكن حرمت هر كس بخويش است
سبكسر گرشوي بازيچه گردي
وگر سنگسن امير قلب مردي
تو بايد با وقار و عفت خويش
عيان سازي بمردان عزت خويش
تو تاج افتخار مرد خويشي
تو تنها اعتبار مرد خويشي
دلم گرفته آسمون نميتونم گريه كنم
شكنجه ميشم از خودم نميتونم شكفه كنم
انگاري كوه غصه ها رو سيره من اومده
آخ داره باورم ميشه خنده به ما نيومده ...؟
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي كسي يه امره كه در به درم
حتي صداي نفسم ميگه كه تو يه قفسم
من واسه آتيش زدن يه كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون يه كم منو حوصله كن
نگو كه از اين روزگار يه خورده كمتر گله كن
منو به بازي ميگيرن عقربه هاي ساعتم
برگه تقويم ميكنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شكسته تن
آهاي زمين.......؟
دست من دست نياز سوي تو هميشه باز تو نجيب و سر به زيرميكني هميشه ناز
تو پر از حرف و كلام با يه دنيا گفتني توي دستاي خزون تو گل شگفنتي
توي اين شهر غريب توئي تنها آشناه توي اوج بي كسي تو به من دادي پناه
باورم نميشه باز تو به من كردي نگاه چه كنم دل به تو آورده پناه
زير اين سقف كبود هيچ كس مثل تو نبود شعر عاشقونه رو هيچ كسي مثل تو نخوند
تو بمون با من اي گل ناز مهربون تو بمون با من بمون اي عزيز مهربون
من تو رو دوست دارمت مثل خواب بچگي من تو رو دوست دارم چون توئي هميشگي