تبليغاتX
از تو اي زندگي محنت بار بخدا سير شدم سير شدم عشق و زندگي
condemned to life doing

36544.jpg

۱.تنها 55 درصد مردم امريکا مي دانند که خورشيد يک ستاره است.
2. در هر سه دقيقه يک انسان روي کره زمين اعلام مي کند که بشقاب پرنده ديده است.
3. قبل از سال 1941 اثر انگشت به عنوان مدرک در دادگاه پذيرفته نمي شد.
4. در طراحي خانه بيل گيتس از کامپيوتر هاي مکينتاش استفاده شده است.
5. در بين ايالت هاي امريکا بيشترين درصد افرادي که با پياده روي به محل کار خود مي روند, ايالت آلاسکاست.
6. ده درصد درآمد سالانه روسيه از طريق فروش ودکا بدست مي آيد.
7. در هر روز تقريبا نيمي از جمعيت امريکا در حال رژيم گرفتن هستند.
8. در ايالت ميشيگان زنان بدون اجازه شوهران خود نمي توانند مو هايشان را کوتاه کنند.
9. يک هواپيما کوچک مي توانند بصورت معکوس و به عقب نيز پرواز کند.


10. بيش از 50 درصد مردم جهان تا به حال نه با کسي از طريق تلفن حرف زده اند و نه کسي به آنها زنگ زده است.
11. بوميان امريکا از پرداخت ماليات در زمين هاي خود معاف هستند.
12. از هر سه نفري که توسط مار ها نيش زده مي شوند يک نفر مست هستند و از 5 نفر که نيش زده مي شوند, يک نفر داراي خالکوبي در بدن خود هستند.
13. يکي از مواد تشکيل دهنده ديناميت بادام زميني است.
14. پارچه کتان در زمان خيس بودن, سختر و مقاوم تر است.
15. پيژامه در هندوستان به عنوان يک لباس پوشيدني مرسوم در بيرون از خانه شناخته مي شود.
16. وال مارت در هر 7 دقيقه 3 ميليون دلار به درآمدش اضافه مي شود.
17. بطور متوسط يک انسان در طول زندگي خود در حدود 44 پوند گرد و خاک را تنفس مي کند.
18. در لاس وگاس سالانه 25 ميليون دلار صرف برگزاري نمايش هاي لپ دنس (نوعي رقص) مي شود.
19. يک کوسه از طريق شنيدن ضربان قلب طعمه خود(ماهي) را پيدا مي کند.
20. ماهي قزل آلا مي تواند پرش هايي به ارتفاع 6 فوت داشته باشد.
21. سيب بيشتر از کافئين(مثلا در قهوه) براي بيدار نگه داشتن افراد در صبح زود لازم است.
22. در ايالت اوهايو دادن بسته شيريني با وزن بيش از 50 پوند به کسي غير قانوني و جرم محسوب مي شود.
23. بچه کروکوديل هاي متولد شده داراي کروموزوم هاي جنسي نيستند. بسته به دماي محيطي که تخمي که در آن قرار داشته اند, جنسيت آنها مشخص مي شود.
24. نمايش کارتون مشهور دونالد داک در فنلاند به علت آنچه نپوشيدن زير شلواري توسط اين شخصيت کارتوني اعلام شده بود, ممنوع شد.
25. اگر فردي به جاي حرکت در پياده رو در يک مسير سخت و کثيف حرکت کند, 7درصد بيشتر کالري مي سوزاند.
26. گفته مي شود که باغباني بهترين کار براي سالم نگه داشتن سلامتي استخوان هاست.
27. نوعي ماهي به نام آبنوس در گلوي خود دندان در مي آورند.
28. فندق برزيلي پيش از ناميده شدن کشور برزيل به نام "برزيل" به اين نام خوانده مي شده است.
29. فندک قبل از کبريت اختراع شده است.
30. کانادا, هالي فاکس و نوادا بيشترين تعداد بار (نوعي رستوران) به نسبت جمعيت را در سرتاسر دنيا دارند.
31. در امريکا ميزان فولاد استفاده شده در تهيه تشتک در بطري هاي نوشابه بيشتر از فولاد بکار رفته در تهيه بدنه اتوموبيل هاست.
32. خرچنگ دريايي يخ زده پس از گرم شدن و آب شدن يخ هايش مي تواند به زندگي برگردد(دوباره زنده شود).
33. يک تانکر بزرگ که کاملا پر باشد و در حال حرکت با سرعت عادي باشد, حداقل به بيست دقيقه زمان براي متوقف شدن احتياج دارد.
34. هر کسي کشته شدن توسط چوپ پنبه شامپاين را به کشته شدن توسط يک عنکبوت سمي ترجيح مي دهد.
35. يک لامپ 75 وات بيشتر از سه لامپ 25 وات نور توليد مي کند.

 سايه شاخ دار

 

36832.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 12:9  توسط حامد  | 

 

Dance Of Death
رقص مرگ

Let me tell you a story to chill the bones
بذار یه داستان برات تعریف کنم تا مو به تنت راست بشه
About a thing that I saw
در مورد چیزی بهت بگم که خودم با چشمام دیدمش
One night wandering in the everglades
یه شب شگفت انگیز در یه نی زار
I'd one drink but no more
من یه تریپ مشروب رفته بودم ولی نه زیاد
I was rambling, enjoying the bright moonlight
من داشتم ولگردی می کردم و از نور مهتاب لذت می بردم
Gazing up at the stars
به ستاره ها خیره شده بودم
Not aware of a presence so near to me
متوجه این نبودم که یه presence  خیلی نزدیک به منه
Watching my every move
داره تمام حرکات منو زیر نظر می گیره

(presence: کسی یا چیزی که هست ولی دیده نمی شه)

Feeling scared and I fell to my knees
ترسیدم و از ترس پاهام سست شد و روی زانوهام افتادم
As something rushed me from the trees
انگاری یه چیزی توی جنگل از بالای درختا بهم حمله کرده باشه
Took me to an unholy place
منو به یه مکان نا مقدس برد
And that is where I fell from grace
و اونجا جایی بود که خدا رحمتش رو از من دریغ کرد

Then they summoned me over to join in with them
بعدش اونا منو مجبور کردن که همراهشون بشم
To the dance of the dead
برای رقص مرده ها
Into the circle of fire I followed them
توی یه دایره از آتیش من دنبال اونا می رفتم
Into the middle I was led
وسط این دایره من دراز کشیده بودم
As if time had stopped still I was numb with fear
انگاری که زمان ایستاده بود و من هنوز از ترس کرخت شده بودم
But still I wanted to go
اما هنوز هم می خواستم که برم
And the blaze of the fire did no hurt upon me
شعله های آتیش به من صدمه ایی نرسوندن
As I walked onto the coals
موقعی که روی ذغال های داغ قدم می زدم

And I felt I was in a trance
من احساس کردم که دیگه از خود بی خود شدم
And my spirit was lifted from me
و روح من از بدنم جدا شده بود
And if only someone had the chance
و اگه فقط یه نفر شانس داشت که
To witness what happened to me
زنده بمونه و این چیزا رو برای دیگران هم تعریف کنه...اون نفر من بودم

And I danced and I pranced and I sang with them
و من رقصیدم و پریدم و با اونا آواز خوندم
All had death in their eyes
همه چیز به چشم اونا مرده بود
Lifeless figures they were undead all of them
چهره های عاری از زندگی,اونا همه مرده بودن ولی حرکت می کردن
They had ascended from hell
اونا حتی از جهنم هم رد شده بودن و بر فراز جهنم سلطنت می کردن

As I danced with the dead
موقعی که من با مرده ها رقصیدم
My free spirit was laughing and howling down at me
روح آزاد من داشت به من می خندید و برای من گریه می کرد
Below my undead body
پایین بدن نیمه جوون من
Just danced the circle of dead
بدنی که فقط در دایره ی مرگ می رقصید

Until the time came to reunite us both
تا وقتی که زمان دوباره به حالت اولش خودش برگشت
My spirit came back down to me
و روح من دوباره به بدنم برگشت
I didn't know if I was alive or dead
نمی دونستم که مرده بودم یا زنده بودم
As the others all joined in with me
همونطور که بقیه داشتن با من می رقصیدن

By luck then a skirmish started
اما من شانس آوردم و یه درگیری بینشون ایجاد شد
And took the attention away from me
و حواسشون از من پرت شد
When they took their gaze from me
و چشمایی که به من زل زده بودن منو رها کردن
Was the moment that I fled
این همون لحظه ایی بود که من از دستشون فرار کردم

I ran like hell faster than the wind
من دویدم انگاری که از باد هم سریع تر می دویدم
But behind I did not glance
و به پشت سرم هم نگاه نکردم
One thing that I did not dare
من حتی جرات نداشتم که
Was to look just straight ahead
فقط روبروم رو هم نگاه کنم

When you know that your time has come around
وقتی که فهمیدی که نوبت تو رسیده
You know you'll be prepared for it
تو می فهمی که باید خودت رو آماده کنی
Say your last goodbyes to everyone
از همه برای آخرین بار خداحافظی کن
Drink and say a prayer for it
مست شو و براش دعا کن

When you're lying in your sleep, when you're lying in your bed
وقتی که تو توی خواب دراز کشیدی...وقتی که تو توی تخت خوابت دراز کشیدی
And you wake from your dreams to go dancing with the dead
و از رویاهات تو بیدار می شی  برای اینکه بری و با مرده ها برقصی

To this day I guess I'll never know
من فکر نمی کنم هیچ وقت بفهمم
Just why they let me go
که چرا اونا اجازه دادن که من از دستشون فرار کنم
But I'll never go dancing no more
ولی اینو می دونم که دیگه تا آخر عمرم نخواهم رقصید
'Til I dance with the dead
تا زمانی که دوباره با مرده ها برقصم

 مرسی از دوست عزیزم دانیال

اشعار متال

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:12  توسط حامد  |